واژگان
بیان برند
واژگان
فهرست واژههایی که در پرتو بهصورت رسمی استفاده میکنیم، و معادلهایی که از آنها پرهیز میکنیم. این فهرست در طول زمان بهروز میشود.
حوزهی محصول
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| افکارسنجی | سنجش افکار عمومی | یک کلمه، رساتر. نام رسمی حوزهی محصول. |
| سوشال لیسنینگ | گوش دادن به شبکههای اجتماعی | این اصطلاح در بازار جا افتاده. ترجمهی تحتاللفظی غیرضروری. |
| تحلیل احساسات | سنتیمنت آنالیز | فارسی این اصطلاح رساست. در متن تخصصی Sentiment Analysis در پرانتز اشکالی ندارد. |
| بولتن | نشریهی خبری | با ب اول. نام دستهی خاصی از گزارش است. |
| اینفلوئنسر | تأثیرگذار | در بازار جا افتاده. «تأثیرگذار» معنای عام دارد. |
| تشخیص ربات | بات دیتکشن | فارسی رساتر و معمولتر. |
| گرایش مخاطب | جریان سیاسی | دستهبندی پنجگانهی محصول. لحن خنثی و قابل استفاده در پایش برند هم هست. |
واسط کاربری
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| داشبورد | صفحهی اصلی | داشبورد معنی مشخصی دارد — مجموعهی ویجتهای قابل تنظیم. |
| گزارش | ریپورت | فارسی رایج و طبیعی. |
| جستوجو | سرچ | جستوجو، با نیمفاصله. سرچ عامیانه است. |
| فیلتر | پالایه | فیلتر در محصول دیجیتال جا افتاده. پالایه قدیمی است. |
| تنظیمات | ستینگز | فارسی استاندارد. |
| حساب کاربری | اکانت | حساب کاربری در ارتباطات رسمی. اکانت عامیانه است. |
| ورود | لاگ این | فارسی روان و کوتاه. |
| خروج | لاگ آوت | همرده با ورود. |
| گذرواژه | پسورد / رمز عبور | گذرواژه رسمیتر و یککلمهای. |
| اعلان | نوتیفیکیشن | یک کلمه، فارسی. |
دستهبندی احساسات
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| مثبت / منفی / خنثی / ترکیبی | — | چهار کلاس احساسات. ترتیب canonical همینه. |
| خشم، ترس، غم، شادی، انزجار، شگفتی، اعتماد، انتظار | — | هشت عاطفهی پایهی Plutchik. ترجمهی استاندارد. |
دستهبندی شدت
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| فوری، بالا، متوسط، پایین | — | چهار سطح شدت. این ترتیب canonical است. |
دستهبندی وضعیت
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| بحرانی، هشدار، عادی | — | سه حالت وضعیت. «بحرانی» با pulse انیمیشن نمایش داده میشود. |
مخاطب و کاربر
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| تحلیلگر | یوزر | برای کاربر اصلی محصول. مشخص و حرفهای. |
| سازمان | کلاینت / مشتری | مخاطب اصلی پرتو سازمان است، نه فرد. |
| سازمانهای بزرگ، اندیشکدهها و نهادهای دولتی | ارگانهای دولتی / حاکمیتی | سه دستهی مخاطب اصلی پرتو. ترتیب از خصوصی به نهادی. |
| همکار | کارمند / پرسنل | در ارتباطات داخلی و HR. |
زمان و عدد
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| بلادرنگ | ریلتایم / لحظهای | در context رسمی. در گفتار «لحظهای» هم قابل قبول است. |
| هفتگی / ماهانه / سالانه | هفتگیبار / ماه به ماه | کوتاه و دقیق. |
عمومی
| میگوییم | نمیگوییم | یادداشت |
|---|---|---|
| لطفاً | لطف بفرمایید | یک کلمه کافی است. |
| باز کنید / ببندید | باز کن / ببند | فعل دستوری «-ید» همیشه. |
| پست | مطلب / محتوای ارسالی | پست در context شبکههای اجتماعی. |
| هشتگ | هَشتگ | بدون نقطهگذاری اضافه. |
چرا این موضوع مهم است
وقتی چند نفر برای یک برند مینویسند، اگر هر کس واژهی متفاوتی برای یک مفهوم استفاده کند، برند تکهتکه به نظر میرسد. اگر در یک گزارش «داشبورد»، در ایمیل بعدی «صفحهی اصلی»، و در پست سوشال «نمای کلی» بگوییم — مخاطب گیج میشود، یا بدتر، حس میکند با سه شرکت متفاوت صحبت میکند.
این فهرست یک قرارداد است: همهی ما، در همهی ارتباطات پرتو، از یک مجموعهی مشخص از واژهها استفاده میکنیم.
پیشنهاد افزودن واژهای جدید؟
اگر در ارتباطات با واژهای روبهرو شدید که اینجا نیست و فکر میکنید باید استاندارد شود، با تیم محصول/برند تماس بگیرید. این فهرست زنده است و باید با رشد محصول همقدم شود.